اين مطلب براي پارسال بهمن ماه هستش ولي اونموقع اونقدر داغون بودم كه همه فكر مي كردن از ناايمدي اين رو نوشتم ولي الان كه يه نگاهي به نوشته هام انداختم متوجه شدم كه همچين هم پرت نگفتم. اين موضوع براي من كاملا ملموسه، شايد براي بعضي ها اميد باشه ولي من اميد ندارم، ايمان دارم.
من از فروپاشي اين نظام نگران نيستم
همه نگراني ام
انسانهايي بيگنهاهي هستند كه اگاهانه يا ناخوداگاه هزينه فروپاشي اين سيستم مي شوند.
بايد گريخت
بايد گريخت از اين ملقمه جنون و آدمي
بايد گريخت از اينجا
چرخي خود چرخ از براي خرابي خود
يادم هست كسي مي گفت
آب هست، خاك هست جوانه خواهم زد
اكنون اين فرزند من است كه بر روي نعش پدرش جوانه خواهد زد!
در این شرایط ما بازنده نيستيم!
چون اصولا چيزي نداشتيم كه ببازيم!
حتي فرصت اين نداشتيم كه صاحب چيزي شويم!
ما فرصت را باختیم!
فرصت چیزی شدن و چیزی داشتن!
پس حالا بازنده نيستيم!
چون چیز نداشته را باخته ایم!
اکنون چرخه های این سیستم خود چرخ را میبینم که چه چگونه یکدیگر را تقویت میکنند!
سیستم ما در سراشیبی سقوط است!
وقتي ميوه اي در يك سراشيبي تند رها ميشود! آنقدر سرعتش زياد مي شود كه از هم مي پاشد
سالهاست كه در اين سراشيبي تند قرار گرفته ايم!
اكنون تنها باید حدس زد كه تكه هامان به كجا پرتاب مي شوند!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 9:11  توسط آرش
|
سياوش سه روزه كه گريه مي كنه
مهدي ناراحته كه چرا مراسم عقد بهم خورده
بهزاد با يه لحن عاقل اندر سفيه از پشت گوشي ميگه آرش زارع دودره
حميد بريري از جاشويي حرف ميزنه كه توي طوفان بره نوك دول لنچ بشينه و طناب بكشه
فرامرز پارسي ميگه نمي دونم چرا هيچكه نمياد مسيري كه ما رفتيم تو ريگ جن رو از نو بره
محسن ميگه وبسايت خارجي بزن، پول تو توريست خارجيه
فاطه هميشه خسته است
بابا ميگه كم و زياد ميكنيم تا برج نه 7 تومن ميديم به طرف
هادي ميگه تا 14 ام ماشين ميخريم ميريم رالي دشت كوير ولي حالا پولش چقدره
مونا ميگه چته حالت خوب نيست مشكل مالي داري
وحيد خستگي پروژه روي تنش حس ميشه
كامران پشيمونه ولي نمي خواد خودش رو ببازه، بهش گفته چطوري ميتونه جبران كنه
محيا هنوز واقعيت رو نپذيرفته
اميد كار پيدا كرده
امير ميگه دوست دخترم گفته دوست ندارم جلوي آلماني ها باهات فارسي صحبت كنم
مامان ميگه اندازه عدس چسب بريز رو دندونهام
ريحانه ميگه قبل از اينكه بياي خانه هنرمندان زنگ بزن كه ما نرفته باشيم
پوريا ميگه هنوز هم سنگنوردي ميكني؟
بهنام ميگه تو بگو كدوم دوچرخه سازي برديش من خودم ميرم حساب مي كنم
نرگس تو وبلاگش نوشته كه ميخوان يكي رو دار بزنن
.
.
.
و تو ميگي we are just friend
اره ما فقط فقط دوستيم
دوست بايد دوست را برقي از ابر انسان باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 16:56  توسط آرش
|
با خون بنويس تا بداني كه خون جان است. نيچه
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:57  توسط آرش
|